![]() |
![]() |
|
| دنیای پروین |
|
با درود
میخوام بنویسم از نامردیها از نامردها از دروغگوها از دو روها از بی معرفتها ار بی وفایی ها . . . تا حالا شده آدمایی رو ببنین که هر وفت شما رو میبینن قربون صدقت میرن و پشت سرت هزار تا حرف ناجور میزنن؟ اونقدر از این جور آدما بدم میادددد که نگو. بابا اگه منو دوست نداری خب نداشته باش. نه قربون صدقتو میخوام نه حرفای پشت سرمو |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم اسفند 1387ساعت 19:35 توسط پروین |
|
|
درود
دوستای گلم من هنوز هستم ا فقط شدید سرماخوردم. اعلام موجودیت میکنم :D امتحانات نزدیک میشه و من مثل همیشه جیزی نخوندم و همه رو گذاشتم برا شب امتحان. میام باز. دوستتون دارم هوارتا. پروین |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم دی 1387ساعت 16:55 توسط پروین |
|
|
موزو انشا : عزدواج!
هر وقت من يک کار خوب مي کنم مامانم به من مي گويد بزرگ که شدي برايت يک زن خوب مي گيرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است. حتمن ناسرادين شاه خيلي کارهاي خوب مي کرده که مامانش به اندازه استاديوم آزادي
برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم که اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم
بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشکلات انسان را آدم مي کند. در
عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و
ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم. از لهاز فکري هم دو طرف بايد به
هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولي
مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند که کارشان به تلاغ کشيده شده و چه بسيار آدم هاي کوچکي که نکشيده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد ديگر کسي از شوهرش سکه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد. من تا حالا کلي سکه جم کرده ام و مي خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهريه وشير بلال هيچ کس را خوشبخت نمي کند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود که زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش
حرفش بشود. دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي کم بوده که
نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ايم که بجاي شام
عروسي چيپس و خلالي نمکي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه
وقتي مي خوري خش خش هم مي کند! اگر
آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه
بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يک زير
زميني بگيرد. مي گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما
خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد .
ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يک خانه درختي درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر
بهتر از دعواست.آدم وقتي قهر مي کند بعد آشتي مي کند ولي اگر دعوا کند بعد
کتک کاري مي کند بعد خانومش مي رود دادگاه شکايت مي کند بعد مي آيند دايي
مختار را مي برند زندان! البته زندان آدم را مرد مي کند.عزدواج هم آدم را مرد مي کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است! اين بود انشاي من
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 16:11 توسط پروین |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آبان 1387ساعت 12:50 توسط پروین |
|
|
سیانور يه خانومي وارد داروخانه ميشه
و به دكتر داروساز ميگه كه به سيانور احتياج داره! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 23:13 توسط پروین |
|
|
Never Say " I love you " if you don't really care, never talk about feeling if they aren't really there. Never hold my hand if you're going to break my heart. Never say you're to, if you never plan to start. Never look into my eyes if all you do is lie. Never say hello, if you really mean goodbye. If you really mean forever, then say you will try. Never say forever ' cause forever makes me cry. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 7:1 توسط پروین |
|
|
Love the heart that hurts
you,
But never hurt the heart that loves you |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 6:57 توسط پروین |
|
|
Lucky is the man who is the
first love of a woman, |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 6:44 توسط پروین |
|
|
No Guy Is Worth Your Tears & When You Find The One That Is He Won't Make You Cry |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 4:48 توسط پروین |
|
|
سلام
مریم خانوم اسمم پروینه.هیچ آدرس ایمیل یا وبلاگی نداده بودین برا همین اینجا جواب دادم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 4:36 توسط پروین |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
آموزش زبان انگلیسی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 دی 1387 آبان 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 دی 1386 آذر 1384 اسفند 1383 آذر 1383 |
| آرشیو موضوعی |
|
داستان کوتاه شعر نقل قول یادداشت های روزمره من خاطره اخبار موسیقی موسیقی و شعر Fun گالری عکس |
| پیوندها |
|
تکنولوژی آموزشی آموزش زبان انگلیسی آخرین آلبوم ها .۩۩۩ دنیای تنهایی من ۩۩۩ شاعر مهربون سکوتی پر راز |
|
RSS
|